نثر محاوره­ای(گفتاری)


نثر محاوره ­ای یا گفتاری اولین مرحله از مراحل نثر به شمار می­ رود که از دوره­ ی سامانی شروع می­ شود. این نثر از زبان مردم سرچشمه می­ گیرد و گوینده جایز است تمام تعبیرات و لغاتی را که در زبان محاوره استفاده می­شود، به­ کار گیرد. در این نوع نثر جمله­ ها ساده و کوتاه و گاه بریده بریده است. کهن­ترین نمونه­ ی نثر محاوره را در قصه­ های عامیانه­ ی "سمک عیار" می­توان دید.


نثر نوشتاری


نثری که نویسنده با دقت بسیار به انتخاب کلمات فصیح و خوش ­آهنگ و فاخر می­ پردازد، ترکیب­ های تازه می سازد و شیوه­ی بیانی ادیبانه انتخاب می­کند در این نوع نثر ضوابط شعر نیز به کار می­رود و بسیاری از صنایع شعری همچون تشبیه، استعاره، کنایه و... در آن راه می­یابد و هدفش تنها شرح واقعه یا توضیح موضوع نیست بلکه می­ خواهد مطلبی هر چند کوچک را شاخ و برگ دهد و آن را با شعر و مثل بیاراید.


نثر مرسل


نثر مرسل به معنی راست یا مستقیم است. نثری است ساده و روان و بسیار نزدیک به محاوره، که خالی از هر گونه وزن و تکلف و صنایع لفظی و معنوی است و درحقیقت نثر نویسی با این نوع نثر آغاز می­شود. در نثر مرسل وظیفه­ ی لغت، تنها بیان معنی است در حدی که معنی را کامل، تمام و رسا منتقل کند


نثر بینابین


سبک ادبیات در قرن ششم با روی کار آمدن سلسله­ ی سلجوقی تغییر پیدا کرد و یک دوره­ ی انتقال و بینابینی در پایان یک سبک و آغاز سبک دیگر بوجود می­ آید؛ زیرا با تغییر دولت­ ها، نه فقط نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تغییر می­ کند، بلکه ادبیات و نظم و نثر نیز متحول می­ شوند. نثر بینابین نثری است بین نثر فنی و مرسل، تا نوشته­ ها هم از خشکی و ملالت درآید هم از سادگی و بی­ پیرایگی نثر مرسل. نثر بینابین نثری است سهل و ممتنع. از مختصات این سبک، اطناب و مفصل­ گویی و جملات طولانی است؛ توصیف و تعریف و بیان واقعه به هر طریقی که خواننده را در برابر آن واقعه قرار دهد و استشهاد و تمثیل و استفاده از ترکیبات عربی از ویژگی­های این سبک است. احسن­ التواریخ، حبیب­ السیر، و عالم آرای عباسی از این نوع هستند.


انواع دیگری از نثر فارسی در دوره ­ی بیداری و پس از مشروطه به وجود آمد و بیشتر الگوهای خود را از ادب اروپا، خصوصا فرانسه گرفت و تنوع و توسعه یافت. مثل نثر داستانی، نثر علمی و تحقیقاتی، نثر روزنامه و مجلات، نثر نمایشنامه و....


نثر مسجع


یکی از شیوه­ های نثر فارسی، نثر موزون یا مسجع است؛ که بر دو گونه­ ی نثر موزون مرسل و نثر موزون فنی می­باشد. نثر موزون مرسل که مصداق کامل آن در آثار خواجه­ عبدالله انصاری خصوصا "مناجات نامه­ ی" او دیده می­شود و دیگری نثر موزون فنی که در "مقامات حمیدی" موجود است. از دیگر کتاب­ های او می­توان به طبقات الصوفیه و کنزالسالکین اشاره کرد. این شیوه را بعدها به جز یکی دو نفر، میبدی صاحب کشف ­الاسرار و امیر حسینی صاحب نزهت­ الارواح، کسی دنبال نکرد؛ اما بعدها سعدی در قرن هفتم با تلفیق این دو شیوه، نثر موزون فنی و نثر موزون مرسل، گلستان را نگاشت.


نثر فنی


نثر فنی یا مصنوع، نثری را گویند که نویسنده در به ­کارگیری صنایع ادبی تعمد و اصرار دارد و مطلبی را که با کلمات ساده و متداول می­توان بیان کرد، با جملاتی مملو از صنایع ادبی بیان می­کند. ساده­ تر اینکه توجه نثر فنی به لفظ و آرایش کلام است. وصاف­ الحضره در تاریخ خود صریحا اظهار می­کند که «هدف او (نثر فنی) فقط انتقال پیام نیست بلکه بیشتر درصدد هنر­نمایی است و اگر می­ خواست تاریخ بنویسد پنج جلد کتاب خود را به مختصرترین وجهی می­نوشت.» کثرت لغات عربی، استفاده از آیات و احادیث، ضرب­ المثل و اشعار عربی، درآمیختگی نظم و نثر و اطناب از ویژگی­های نثر فنی است. نثر دوره­ی باستان و متون حک شده بر روی کتیبه های هخامنشی را نیز می­توان نثر فنی یا مصنوع به حساب آورد؛ اگرچه دشواری فهم آنها بیشتر به خاطر عدم آشنایی کامل با لغات ناشناخته و نیز اندیشه گوینده­ ی آن است. نخستین نمونه­ ی نثر فنی فارسی در دوره­ ی اسلامی که از لحاظ به کار بردن مترادفات و سجع­ ها به نثر فنی نزدیک می­شود، کلیله و دمنه، اثر نصرالله منشی در سال 536 هجری قمری است. تاثیرگذاری نثر مصنوع عربی بر فارسی و فارسی نویسان، در ظهور و رواج نثر فنی بسیار مشهود است. نثر فنی با طرفدارانی که از میان مورخان و دیوانیان پیدا کرد به کمال رسید و بعد از رسیدن به اوایل قرن هشتم با شناخت و طبع­ آزمایی در گونه­ های دیگر نثر به زوال کشیده شد.


تحول در نثر


نثر در قرن دهم تا دوازدهم(دوره­ی صفویه) همچنان به سبک و سیاق گذشته ادامه پیدا کرد، حتی دوره­ی بازگشت ادبی در دوره­ی نادرشاه برای رهایی نثر از انحطاط به وجود آمد و در دوره­ ی قاجار مردم به شعر و نثر قدیم توجه کردند و کسانی چون میرزامهدی­ خان استر آبادی، "جهانگشای نادری" را به نثر مصنوع و متکلف رقم زد.


نثر دوره­ ی مشروطه از این سال­ ها به بعد نثر حدوسط بین دوره­ ی قدیم(دوره قاجار) و نثر دوره­ ی جدید(عهد پهلوی) است. گسترش روابط با اروپا، آوردن چاپ خانه، رواج ترجمه از زبان­های فرنگی و سفرنامه ­نویسی و تاسیس دارالفنون، همه و همه رایحه ­ی افکار و تمدن جدید را به ایران رساندند.


جمال ­الدین اسدآبادی، میرزافتحعلی آخوندزاده و زین­ العابدین مراغه­ ای از نویسندگان مشهور و موثر این دوره­ ی بودند؛ که در تحول نثر به سوی سادگی و امروزی شدن نقش بسزایی داشتند.